بر نشیب کوه

                                                   حسن نیک منش

و اینک

خسته از اوج کوه می آیند

و صفت « عاقله مردی » را یدک می کشند

پنجاه را

بی آنکه لحظه ای

پا سست کرده باشند

باری را بر دوش خود کشیده اند که پیشینیان شان ،

راهی را رفته اند که پدران شان

و پدران پدران شان

بی تامل و اندیشه درکرد و کار خویش

که وظیفه ای بوده است آن یا غریزه ای

*

عاقله مردان

بی اعتنا از ما می گذرند

ما که مسیر دیگر گونه ای را به سوی قله گشوده ایم

و با سماجت گل سنگ

پنجه بر خار و خاره فرسوده ایم .

23/11/84