| تنها باد است |
|
عبدالله کوثری تنها باد است تنها باد است که می توفد بر ستیغ بنفش کوه تنها باد است که می راند در دست ها و گیسوها ... من از رگبار ها و توفان ها می آیم پا تا به سر آکنده از باران در معبری که هیچ پناهی نیست تو از نگاه خود امین گهی بنا کن! |