| بهاران خجسته باد |
|
از سرود كوهستان هوا دلپذير شد، گل از خاک بر دميد پرستو به باز گشت زد نغمه ی اميد به جوش آمداست خون، درون رگ گياه بهار خجسته باز، فراوان رسد ز راه به خويشان، به دوستان، به ياران آشنا به مردان نيز خشم، كه پيكار می كنند به آنان كه با قلم تمامی درد را به چشم جهانيان پديدار می كنند بهاران خجسته باد بهاران خجسته باد و این بند بندگی، و اين بار فقر و جهل به سر تا سر جهان به هر صورتی كه هست نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد به خويشان، به دوستان، به ياران آشنا به مردان تيز خشم، كه پيكار می كنند به آنان كه با قلم، تمامی درد را به چشم جهانيان پديدار می كنند بهاران خجسته باد بهاران خجسته باد و این بند بندگی، و این بار فقر و جهل، به سر تا سر جهان به هر صورتي كه هست، نگون و گسسته باد نگون و گسسته باد .
از کتاب گل واژه های کوهسار |