دلیل عشق حقیقی است عشق مجاز
به آفتاب رسد شبنم از نظاره ی گل
محمد نوری
دانی ز چه رو عمری کوه دره می پویم؟
یا چرا سخن هر دم از صعود می گویم؟
عباس نوری
به کوه می روم ، تا جای پای
پیامبران گام نهم
از كتاب جلوه هايی از سيمای سپيدان
مجموعه اي از شعر اسماعيل كشتكار
توضیح : در کتاب سپمای سپیدان هر یک از این اشعار با تصاویری کویا به زیبایی همراهند
با ياد پرشكوه جنگل سر سبز اين ديار
سوسن تسلیمی
من بودم و او، نشسته در دامن كوه
زان راه دراز ،خسته در دامن كوه
رودکی سمرقندی
دل من ارزنی، عشق تو کوهی
چه سایی؟ زیر کوهی ارزنی را ؟
حسين نوشين
به كوه و دشت می جويم ،
بهار زندگانی را
رحیم دینی
آنان عشقانه غنودند،
هماره ،
رسول عارف نيا
اي شريک غم و اندوه و ملال
من در انديشه فردای توام
حسن نيک منش
شب از خراک خستگان كوه
از چادر بيرون شدم ،
محمود اجل
تا لطف خداوندی او زيب جهان است
آراسته از قدرت او كون و مكان است
حمید مصدق
پنداشتی
چون کوه، کوه خامش دم سردم؟
فریدون مشیری
به سوی کوه،
به سوی قله های با شکوه،
ناصر زند
منم سركشيده به ابر بلند
دل آسمان را خراشيده ام
محمد علی گویا
راه، هر لحظه می کشد فریاد
که بیا رهگذر، درنگ مکن
ایرج زبردست
آهم که هزار شعله در بر دارد
صد سلسه کوه را ز جا بردارد
حسن وجدان خوش
گامي سبک در باغ رويا می گذارم
همراه با پروانه ها