ترانه خاطره
امشب به بر من است و آن مايه ی ناز
يارب تو كليد صبح و در چاه انداز
محمد نوری
يار كوهستان جلال ، دريا دلی آزاده بود
او در اوج سرفرازی ، خاكسار و ساده بود
حسن نيک منش
تقديرش همين بود
كه زنجير زندان صخره در پايش گيرد ؟
« پرومته » ای ديگر بود
دکتر پرویز ناقل خانلری
بنگر ، آن کوه ، دیو بیماریست
تن ز دردی نهان به رنج و گداز
م – ح مهرداد
تو خوش رفتی بشر
اما
همه یاران تو
سیاووش کسرائی
برف می بارد
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ
کوه ها خاموش
م – ح – مهرداد
به شیر زنان فاتح اورست
خانم ها لاله ، فرخنده و سایر همراهان
ای زن ایران خداوند یارتان
- در سوگ هم نورد جوان همايون محبوب -
-كه در بستر سرد برف های دو برار به وصال يار شتافت.-
همايون آن همای تيز پرواز
يل آزاده ی پويای پيشتاز
خسرو خسروی
جان و دل شاداب گردان در دل زیبای کوه
جلوه ی نور خدا را بین به سر تا پای کوه
عاصم
دماوند ای ستون محکم خاک خداوندی
به ایران سربلندی ، هم چو عاشق پای دربندی
مرتضی هاشمی
باد خزان ، پیام زمستان ، رسانده است
وین ، مرغ حق ، جز جامه ی جان سوز خوانده است
حق است مرگ ، زندگی ما ، از آن اوست
حسن نیک منش
چون شب ز نیمه بگذرد و ماه بدر بر آید
مردان کوه
پاتاوه ور کشند
؟
سروده ی ژاپنی
ای کوه خارا
چه سخت و دشواری
اما چون عشق بسرداری
راهت بپای من آسان است
اسماعيل كشتكار
برای عارف خلوت نشين كنج دلها مان
برای شاهين قله های سبز ديارمان
برای رسول عارف و شاهين عارف نيا
علی ميثمی
پشت او كوله پشتی همت
سايه افكنده بر پيكر كوه
می رود ، می رود تا بكوبد
( در غار عليصدر همدان )
فريدون مشيری
آوردكاه پنبه و آتش نديدی سست !
دود است ،
بر گلوی تماشا فشرده چنگ .