گیاه وحشی کوهم چاپ ايميل

                                                   ژاله اصفهانی

گیاه وحشی کوهم ، نه لاله ی گلدان

مرا به بزم خوشی های خود سرانه مبر

به سردی خشن سنگ ، خو گرفته دلم

مرا به خاطر مبر

زادگاه من کوه است

ز زیر سنگی ، یک روز سر زدم بیرون

به زیر سنگی ، یک روز ، می شوم مدفون

سرشت سنگی من ، آشیان اندوه است

جدا زیار و دیارم ، دلم نمی خندد ،

ز من طراوت و شادی و رنگ و بوی مخواه

به غیر حسرت پر خشم و آرزوی مخواه

گیاه وحشی کوهم ، در انتظار بهار

مر نوازش و گرمی به گریه می آرد

مرا به گریه میآرا ...

 
     
 
منوي اصلي
صفحه اصلي
معرفي پايگاه
آرشیو اشعار
ارتباط با ما
جستجو
ورود اعضا





رمز عبورتان را فراموش كرده ايد؟
هنوز ثبت نام نكرده ايد? فرم ثبت نام
 
 

كليه حقوق اين وب سايت نزد www.koohchame.com محفوظ ميباشد.