دماوند چاپ ايميل

در پاسخ شکواییه

 

                                                     طناز

یک لحظه پیاده شو ، این مومن بد گیر

نه نه سپرت خورده به گلگیر دماوند

اصلاً تو چرا مشکل ما ها نکنی حل

بلکه نشوی پاپی و در گیر دماوند

اگر برگردد ، هم نعره بر آرد

از مخرج خود ( حلق نفسگیر ) دماوند

هم سرب مذاب و گل گوگرد گدازه

هم کف به لب آرد ، کف چون قیر دماوند

شعر تو اگر چاشنی طنزش کم بود

این نیست گناه کس و تقصیر دماوند

من اهل دماوندم و ارث پدری م است

صندوقچه ی نام اساطیر دماوند

کام تو اگر تلخ بود ، بهر تو آرم

همراه عسل ، خامه و سر شیر دماوند

بالفرض که آزرده شدی از بد ایام

موضوع دگر نیست به جز گیر دماوند

ول کن ، پدر آمرزیده ، بگذار بخسبند

این دیو سیه ، دایناسور پیر ، دماوند

جوری که شود زرد ، بسی خشتک مردم

یعنی که بترسند از آژیر ، دماوند

آتش بزند زلزله ایجاد نماید

تا دفن شود منطقه در زیر دماوند

طناز که نفرین نکند ، فاتحه بفرست

تا از تو نرنجد ، پسر پیر دماوند

هر وقت گرفت آن دل دریایی ات ای پیر

برخیز و بیا از پی نخجیر – دماوند

قولت بدهم دفع ملالت بنماید

ییلاق و هوای خوش اکسیر دماوند

 

 
     
 
منوي اصلي
صفحه اصلي
معرفي پايگاه
آرشیو اشعار
ارتباط با ما
جستجو
ورود اعضا





رمز عبورتان را فراموش كرده ايد؟
هنوز ثبت نام نكرده ايد? فرم ثبت نام
 
 

كليه حقوق اين وب سايت نزد www.koohchame.com محفوظ ميباشد.