عبدالله کوثری
زمین خفته این آمد شدن را در نخواهد یافت
و آب از سیر بی انجام خود خسته نخواهد شد
اوستا / يسنه /هات 42
كوههاي آب ريزان را مي ستاييم
درياچه هاي آب زاي را مي ستاييم
احمد شاملو
کوه ها باهم اند و تنها یند
هم چو ما ، با همان ، تنهایان !
حسن نيك منش
با قامتي بلند و برف پيري بر سر
با دلي گرم اما
كه شانه هاي تو
بالش اشك هاي تنهايي ام بود
از آیدا در آینه
آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
اي كوه !
ای کوه !
با خود دلی به سوی تو آورم ز راه !
اسماعیل کشتکار
عمریست فارغ از غم ایام و کار و بار
سرمست گشته ام در طرف این دیار
دکتر مرتضی هاشمی
دوستان ، عاشقم ، گناهم چیست دل هر کس به دلبری بند است
حسن وجدان خوش
الا ای كوهسار، ای قله ی دور الا ای صخره ی سرسخت و مغرور
اورنگ خضرایی
گرگ ها در دشت
زوزه می کشد
جلال سرفراز
غلطان غلطان
سنگی
حسن نیک منش
و اینک
خسته از اوج کوه می آیند
سهراب سپهری
و به آنان گفتم
سنگ آرایش کوهستان نیست
هما ارژنگی
..........
باز پاييز است و نقاش خزان
نقشبندی می كند در هر مكان
محمد علی گویا
از خدا آمد سوی موسی ندا
عاشقا برخیز و بر کوهی بر آ