ع . زماني
مجيد شفق
حسن وجدان خوش
سهراب باقري
سوسن رئيسي
اجاقي سرد ، باقيمانده از كوچي غم انگيزم
و از شوق رهايي در هواي كوه لبريزم
مجتبي مرآت ابهري
بياموزد بشر از كوه رمز استقامت را
چو پا برجا ببيند آن سرافرازي و قامت را
افسانه نوري
به استواري دماوند
به همت سبلان
كريم لساني
كوه نوردان دلاور سلام
دست خدا بر سرتان مستدام
محمود ظفري
دلتنگي هايم را در كوله بارم مي گذارم
و به كوه مي برم
علي ميثمي
پشت او كوله پشتي همت
سايه افكنده بر پيكر كوه
حميد رضا ثابتي
كوه به من ميگي راز زندگي تو
داستان بزرگ پايندگي تو
حسن نيك منش
به آواز حزيني مي خواند
صدايي همسان صدايش از كوه برمي آمد
چون شب ز نيمه بگذرد و ماه بدر بر آيد
مردان كوه
در ملتقاي آسمان و زمين ؛
گويي در منتهاي خاك
مرا به دورترين قله ها نشان بدهيد
به رد پاي نرفته ، مرا نشان بدهيد
ناصر فتاحي
اي پناه عاشقان زندگي
اي كنام خستگان از بردگي
زينب وليان
كوه دنياي بلندي ها و گذر از پستي هاست
و دنياي معراج ها و فرا سوي عشق و احساس ها
شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
گياه وحشي كوهم نه لاله گلدان
مرا به بزم خوشي هاي خودسرانه مبر
خسرو پرويز مساعد ( دلخوش )
اي مام من ، اي ميهن مينووش فرمند
دارد تن و هم جان و روانم بتو پيوند